معارف و صحت

معارف

 

 

پیش گفتار

تعلیم و تربیه در افغانستان در زمان سلطنت ظاهر شاه ( 1973 _1933 ) پیشرفت قابل ملاحظه نمود . ساختن مکاتب ابتدائیه برای نصف نفوس افغانستان زیر سن 12 ونیز توسعه بخشیدن مکاتب ثانوی و تأسیس پوهنتون افغان در کابل تغیر بزرگی در سیستم معارف افغانستان بمیان آورد ولی با وجود این پیشرفتها فیصدی زیادی ار مردم ار بهره سواد محروم ماندند . از شروع تجاوز روسها در افغانستان ( 1979 ) و جنگ های مسلسل سیستم تعلیم و تربیه به شکل متواتر  تخریب شده و عقب ماند.

بسیاری ار معلمین مجرب کشورشان را به نسبت جنگ های خانمانسوز ترک گفته و راهی کشور های بیگانه شدند . در اواسط دهۀ 1990 به تعداد 650 مکتب در افغانستان فعالیت داشتند.  در سال 1996 رژیم طالبان طبقه اناث از فراگیری تعلیمات منع قرار داده شده مدرسه بحیث سیستم ابتدایی ثانوی تعلیم و تربیه قرار گرفت.

بعد ار سقوط طالبان در سال 2001 حکومت انتقالی افغانستان کمک های زیاد بین المللی را جهت دوباره فعال ساختن سیستم تعلیم و تربیه بدست آورد.  در سال 2003 از جمله 34 ولایت افغانستان در 20 ولایت آن 7000 مکتب فعال گردیده بود که به تعداد 27000 معلمین مصروف تدریس و 4.5 میلیون شاگرد که از جمله 1.2 میلیون آنرا دختران تشکیل میدادند مصروف فراگیری علم بودند.  از جمله این تعداد 3.2 میلیون شاگرد شامل مکاتب ابتدائیه بودند.   با دوباره باز شدن پوهنتون کابل در سال 2002 تقربیاً 24000 تن از محصلین اهم از اناث و ذکور ثبت نام کردند.

در اوایل دهه 2000 پنج پوهنتون دیگر در حال فعال شدن بودند . از زمان سقوط طالبان در سال 2001 بدینسو مضامین اسلامی شامل به نام درسی است ولی مسؤولیت تدریس آن صرف مربوط به استادان مربوطۀ میگردد.

نظر به گذارش سال 2003 بطور تخمینی 57 فیصد از طبقه ذکور و 86 فیصد طبقه اناث بیسواد بودند و کمبود کارکنان ماهر وتعلیم یافته یکی از عمده ترین مشکل اقتصادی در افغانستان به شمار میرود. در سال 2004 در افغانستان بالاتر از 4 میلیون شاگردان ذکور و اناث شامل مکاتب گردیدند . در عین زمان مؤسسات علمی و مکاتب شکل عصری تری را بخود گرفته و سال به سال سهولت های بیشتری در آنها به میان آمد.


تاریخچۀ مختصر

اولین اقدام رسمی جهت بمیان آوردن سیستم تعلیم و تربیه عصری در افغانستان در زمان سلطنت امیر حبیب الله ( 1901 _ 1919 ) صورت گرفت . لیسه حبیبیه در سال 1903 تأسیس شد و سیستم تعلیماتی مکاتب لیسه هند برتانوی در آن رویکار شد.

نظر به نگارش ( غبار ) در سال 1967 لیسه حبیبیه توانست خردمندانی زیادی را بار آورده و بعضی از شاگردانش با بدست آوردن بورس های تحصیلی جهت فراگرفتن تعلیمات بیشتر به هند برتانوی فرستاده شدند .  د رقسمت سواد اجتماعی ، اخبار ، کتابخانه ها و سخن رانی های عامه گام های بزرگی برداشته شد.

برای اولین بار در سال 1913 دیپارتمنت تعلیم و تربیه جهت عصری نمودن وتوسعه بخشیدن دوره تحصیلاتی مکاتب تأسیس گردید که سرپرستی آنرا شهزاده عنایت الله پسر امیر حبیب الله بعهده داشت.  مواد درسی بدون پرداخت پول به تمام شاگردان مهیا می شد.

برعلاوه شاگردان از حقوق بیشتری برخوردار میشدند در موجب پیشرفت تعلیم و تربیه آنها در آنها گردیده و تشویق گردند.  بسیاری از مؤسسات تعلیمی در افغانستان در زمان رهبری شاه امان الله خان بعد از بدست آوردن استقلال افغانستان  ( 1919 ) تأسیس گردیدند.

در سال 1922 وزارت معارف به میان آمد و شهزاده عبدالرحمن بحیث اولین وزیر معارف در افغانستان انتخاب گردید .  در سال 1950  368 مکتب ابتدائیه و ثانوی  ، مکاتب مسلکی و یک مکتب تدریس آموزی به تعداد شمولیت  300 ، 130 ،95 تن شاگرد فعالیت می نمودند .  بطور تخمینی 11 میلیون نفوس افغانستان که شامل اطفال سنین 6 _ 12 بودند شامل مکاتب ابتدائیه گردیدند که %6 شاگردان همه مکاتب را تشکیل میدادند.

پوهنتون کابل در سال 1947 رسماً تأسیس گردید که با گذشت سه سال دیپارتمنت های زراعت ، اقتصاد و شرعیات تشکیل گردید  .  نظر به قانون اساسی سال 1964 تعلیم و تربیه به صورت رایگان ونیز پیشرفته تری برای دانش آموزان مهیا گردید.

پوهنتون کابل در سال 1932 تأسیس گریده و دانش آموزان بطور مجانی به فراگیری علم پرداختند و بدین ترتیب از 1938 _1967 به تعداد نه پوهنتون دیگر در ساحات مختلف افغانستان با معاونت فرانسه ، جرمنی ، آمریکا ، مصر و روسیه تأسیس گردید .  قبل از سال 1961 تنها طبقه ذکور از فراگرفتن تحصیلات عالی بهره مند میگردند ولی بعداً سیستم پوهنتون شکل مختلط را بخود گرفته یعنی طبقه ذکور و اناث یکجا برای فراگیری تحصیلات عالی میپرداختند.

پوهنتون ننگرهار در سال 1962 تأسیس گردید که دارای پوهنځی و بخش های دیگر بود . قبل از کودتای نظامی در سال 1978 سیستم مکاتب عام مبنی بر قوانین مکاتب غربی عیار شده بود که در قسمت تعلیمات ابتدایی تأکید بیشتری صورت میگرفت مکاتب ثانوی در کابل و شهرهای بزرگ دیگر موجود بودند. 

دورۀ ابتدایی و ثانوی مکتب مشتمل بر 12 سال بود که به همین جهت آنعده افغانهایکه در دهات و ساحات دورتر از شهر زنده گی میکردند نمیتوانستند تعلیمات ابتدایی و ثانوی را حاصل کنند زیراکه در ساحات دوردست هیچ مکتبی وجود نداشت.  در اواسط دهه 1980 افغانستان تقریباً دارای 800 مکتب ابتدایی و 300 مکتب لیسه بود . پوهنتون کابل دارای 6500 تن دانش آموز بود.

نظر به تخمین سال 1990 تقریباً 29 فیصد مردم افغانستان با سواد بودند که این فیصدی از سنین 12 بزرگتر را در بر میگرفت . که از آنجمله 44 فیصد آنرا طبقه ذکور و 14 فیصد آنرا طبقه اناث تشکیل میدهند . ماهرین به این عقیده اند که با وجود ازبین رفتن 80 فیصد مؤسسات تعلیمی فیصدی افغانهای با سواد بلند است.  جنگ های مسلسل باعث ازبین رفتن سیستم تعلیم و تربیه گردید که در نتیجه نسلی جدید از فراگیری علم کاملاً بی بهره باقی ماندند.  در سال 1986 پوهنتون جدیدی در بلخ تأسیس گردید .  رئیس جمهور نجیب الله فارغ التحصیل پوهنځی طب در عرصه توسعه تحصیلات عالی گام های مثبتی برداشته و پوهنتون جدید دیگر را در هرات ( 1988 ) وکندهار (1991 ) بنیاد گذاشت .

به این طریقه حکومت نجیب الله توانست در قسمت پیشبرد تعلیم وتربیه ومنازعه علیه بیسوادی کامیاب بدر آید.

 

سیستم تعلیم و تربیه

در افغانستان دو سیستم مختلف تعلیم و تربیه موجود است.  سیستم گذشته معارف در افغانستان مبنی بر تعلیمات دینی بودکه در مدارس  ( مساجد ) از سوی ملایان تدریس میگردید.

سیستم قبل از آن توسط قانون اساسی سال 1964 معرفی شد که شامل فراهم نمودن تعلیمات مجانی در تمام سطوح تعلیمی بود.

در سالهای 2003 و 2004 به تعداد 4.2 میلیون شاگردان ذکور و اناث در 7000 مکتب مصروف فراگیری تعلیم بودند.  با وجودیکه تعداد شاگردان ذکور قبل از رژیم طالبان نسبت به تعداد شاگردان اناث بیشتر بود ولی با آنهم در زمان حکومت طالبان دختران از رفتن به مکاتب منع قرار داده شدند.   در برج جنوری سال 2003 جهت افزایش فیصدی اشخاص با سواد در افغانستان پروژه وسیعی از سوی سازمان فرهنگی ، علمی و تعلیمی ملل متحد براه افتید.

حد اوسط اشخاص با سواد بطور تخمینی به 36 فیصد میرسید که از آنجمله فیصدی بیشتر آنها را طبقۀ ذکور تشکیل میدادند.

نظر به قانون اساسی سال 2004 دانش آموزان میتوانستند به طبق دلخواه شان به هر لسانی که بخواهند تعلیمات خویشرا فرا گیرند. تعلیمات ابتدایی و ثانوی عموماً لسان پشتو و دری ونیز لسانهای دیگر مانند ازبکی تدریس میگردد.

کورسهای پوهنتون اکثراً به لسان دری تدریس می گردد.  پوهنتون کابل در سال 1932 تأسیس گردید و بزرگترین ومشهورترین پوهنتون افغانستان به شمار میرود . که بعداً از سال 1938 الی 1967 به تعداد 9 پوهنتون دیگر در سرتاسر افغانستان تأسیس گردیدند.  پوهنتون ننگرهار در سال 1962 تأسیس گردید که شامل بخش طب و بخشهای علمی دیگر بود.

پوهنتون های کوچکتر ولی مهم در ولایات دیگر افغانستان مانند کندهار ، هرات ، بلخ و بامیان موجود اند .  قبل از سال 1961 تنها طبقه ذکور از تحصیلات علی بهره مند میگردیدند ولی بعداً به مرور زمان زمینه فراگیری تحصیلات عالی با بیمان آمدن مؤسسات علمی جدید برای طبقه  اناث نیز مهیا گردید.

 

اقسام تعلیم و تربیه

در افغانستان دو نوع تعلیم و تربیه موجود است:

 تعلیم و تربیه دولتی

 تعلیم و تربیه خصوصی

 

* تعلیم و تربیه دولتی

ساختمان سیستم تعلیم  وتربیه

 

تعلیمات ابتدایی

نوعیت مکتبی که تعلیمات ابتدایی را فراهم میسازد : مکتب ابتدائیه

طول مدت برنامه تعلیمات ابتدایی : 6 سال

سنین شامل تعلیمات ابتدایی : 7 الی 13

 

تعلیمات متوسطه

نوعیت مکتبی که تعلیمات متوسطه را فراهم میسازد. مکتب متوسطه

طول مدت برنامه تعلیمات متوسطه : 3

سنین شامل تعلیمات متوسطه : 13 الی 16

 

تعلیمات عالی

نوعیت مکتبی که تعلیمات لیسه را فراهم میسازد : مکتب لیسه

طول مدت برنامه تعلیمی لیسه : 3 سال

سنین شامل تعلیمات این دوره : 16 الی 19

نوعیت سند : شهادتنامه  - بکلوریا

 

تعلیم و تربیه

تعلیمات ابتدایی مدت شش سال را در بر میگیرد . تعلیمات ثانوی مشروط به داخل شدن در دایره امتحانات است که شامل شش سال بوده و به دو بخش سه سال تقسیم گردیده است.

صنوف 7_9 شامل مکتب متوسطه و صنوف 10 _ 12 شامل مکتب لیسه یا دورۀ عالی میباشد. در اخیر سال دورۀ متوسطه از شاگردان امتحان اخذ میگردد تا شامل دورۀ عالی گردند. و ختم دوره عالی بنام درجه بکلوریا یاد می گردد.

تعلیمات دوره ثانوی تخنیکی در دوره های ابتدایی و عالی برای شاگردان فراهم میگردد که شامل مضامین اقتصاد ، دار المعلمین ، رهنمایی معلم ، زراعت و هوانوردی برای پیشبرد سطح تعلمیات بکلوریا کورسهای دیگری بعد از دورۀ ثانوی مکتب نیز موجود است.

در سال 1975 بعد از هشت سال تعلیمات ابتدایی چهار سال دیگر برای تعلیمات ثانوی اختصاص داده شده بود . در نظر است که در آیندۀ نزدیک از تشکیلات تعلیمی سال 1975 استفاده گردد.

 

تحصلات عالی

تحصیلات عای در شش پوهنتون مهم افغانستان تدریس میگردد. که شامل پوهنتون شرعیات، انستیتیوت زارعت،پولی تخنیک ، انستیتیوت طبی و دار المعلمین میباشد.

در شش سال گذشته در جاهای که تحت کنترول طالبان قرار داشت دختران نمیتوانست به فراگیری تحصیلات عالی بپردازند.  در برج فبروری سال 2002 تقریباً هزار تن شاگردان طبقه اناث تواتنستند به اثر کمک های یونسکو شامل امتحانات پوهنتون گردند.

 

اقسام مؤسسات تحصیلات عالی

پوهنتون

انستیتیوت

پولی تخنیک

دارالمعلمین

اسناد تحصیلی مکتب و تحصیلات عالی :

بکلوریا

درجۀ لیسانس

درجۀ ماستری

درجۀ دکتورا

 

تحصیلات عالی

سیستم تعلیم و تربیه در افغانستان به گذشت سالیان متمادی جنگ کاملاً بهم خورد.

ولی با آنهم پیشرفت های ذیل به اثر کمک های جامعه بین المللی صورت گرفته است :

تأسیس شدن سیستم های کمپیوتری در وزارت تحصیلات عالی ، پوهنتون ها و مؤسسات تحصیلات عالی .

 کمک های هزینه یی برای فراگیری تحصیلات بیشتر.

 نوسازی و تجدد عمارت های مؤسسات علمی .

 بچاپ رسانیدن مجلات ، هفته نامه و روزنامه ها .

 تألیف وترجمه کتابهای علمی .

 بلند بردن تعداد شاگردان از 10000 به 40000 که %25 آنها طبقه اناث را تشکیل میدهند.

 بمیان آوردن اصلاحات در ادارات آموزشی.

پوهنتون ها و مؤسسات علمی تحصیلات عالی در افغانستان

پوهنتون کابل

 پوهنتون طبی کابل

 پوهنتون پولی تخنیک کابل

 پوهنتون تعلیم و تربیه کابل

 پوهنتون هرات

 پوهنتون ننگرهار

 

تعلیمات خصوصی

پوهنتون آمریکایی افغانستان

اولین پوهنتون خصوصی است که در سال 2006 در کابل افغانستان تأسیس گردید . پوهنتون مذکور دارای سه برنامه مختلف درجه لیسانس بوده و در ضمن کورسهای پیشرفته لسان انگلیسی را نیز جهت تعلیمات پیشرفته فراگیری لسان دایر نموده است.

 

 

برنامه ها :

تمام برنامه های تعلیمی پوهنتون آمریکایی افغانستان در سطوح مختلف تعلیمی تدریس میگردد. و تمام آنها به لسان انگلیسی براه می افتد. پوهنتون مذکور مبنی بر سیستم تعلیمی آمریکا عمل نموده و سال تعلیمی آن در ماه آگست شروع می شود.  همچنان پوهنتون آمریکایی مؤسسه تعلیمی دیگری را جهت پیشبرد هرچه بیشتر مهارتهای متخصصین افغان در سال 2007 تأسیس کرد که شامل تعلیمات پیشرفته کورسها ، ورکشاپها ، سیمینارها بوده کارکنان سکتور خصوصی ، سازمانهای غیر دولتی و نهادهای دولتی از آن مستفید میگردند.

 

 

:USAID

درسال 2002 استراتیژی تعلیمی یودسید تشکیل گردید تاتمام ضروریات عاجل رادر زمینه تهیه کتابهای درسی ، مکاتب ، لایحه جدید و استادان مجرب برآورده سازد.

سازمان مذکور برای مهیا نمودن یک برنامه سریع یادگیری کمک های مالی نمود و توانست اطفالی را که از مکتب دورمانده اند دروقت کم الی صنف ششم را مکمل نمایند. ستراتیژی تعلیمی یوسید درسال 2004 توسعه یافت وظرفیت تعلیم وتربیه را در افغانستان بلند برد. همزمان با بلند بردن ظرفیت سطح تعلیمی شرایط بهتری را برای فراگیری تعلیمات ابتدایی ، تعلیمات عالی ، تعلیمات غیررسمی ، سواد آموزی ، مهارتهای کاری و رهبری جوانان مساعد نمود.

 انکشاف تعلیمات ابتدایی :

بلند بردن ظرفیت فراگیری تعلیم وتربیه در مکاتب ابتداییه و ثانوی ازجمله اولویت های سیستم تعلیم و تربیه میباشد .  یوسید تعلیمات ابتدایی را از طریق براه انداختن برنامه های تعلیمی جهت تقویت نمودن ظرفیت وزارت معارف ، انکشاف مهارتهای معلم ، فعال ساختن مکاتب بیشتر و تهیه مواد درسی و محیط درسی بهتربرای یادگیری توسعه میبخشد.

 سطح تعلیمات عالی

برنامه تحصیلات عالی یوسید آغاز نوبتی را جهت فراهم نمودن کمک های تخنیکی برای مؤسسات علمی مورد نظر و تقویت بخشیدن ارتباط میان پوهنتون ها معرفی نمود.

همچنان یوسید پوهنتون آمریکایی را در کابل حمایت نموده که تا سال 2010 تعداد شمولیت شاگردان در آن به 1000 نفر خواهد رسید و نیز لیله طبقه اناث را که در جریان جنگ ها کاملاً تخریب شده بود دوباره ترمیم نمود که فعلاً در آن 1000 تن از طبقه اناث که اکثراً از دهات افغانستان به مرکز آمده اند بسر میبرند.

 

توسعه تعلیمات غیر رسمی

دربسیاری از قریه جات افغانستان بالاتر از 90 فیصد زنان از بهره سواد محروم اند.پ

به همین خاطر یوسید در قریه جات افغانستان برنامه های دیگری را که خارج از برنامه های سیستم تعلیم و تربیه میباشد براه انداخته است که در آن طبقه ذکور و اناث ازسنین 15 بالاتر به آموختن سواد مشغول اند . بالاتر از 9200 شاگرد از این برنامه های سواد آموزی مستفید شده و مسایل خود کفایی اقتصادی و مطلع شدن از حقوق زن را آموختند.

تأسیس مرکز ملی سواد آموزی در کابل طبقه اناث را در دستیابی به تهیه مواد ، تربیه معلم ، روش های جدید تدریس کمک نمود ونیز آنها را قادر به پیشبرد مهارتهای زنده گی نمود.

 

 

اعمار مکاتب

درپهلوی بازسازی وزارت معارف ، یوسید در دهات افغانستان نیز مکاتبی را اعمار نمود .  از سال 2002 بدینسو یوسید بالاتر از 680 مکتب را اعمار و ترمیم نموده است که اکثر آنها در مناطق دوردست واقع اند.

 

 

اطلاعات میزان سواد

تعریف : سنین 15 و بالاتر از آن قادر به نوشتن و خواندن اند

نفوس مجموعی :  28.1 فیصد

طبقه ذکور : 43.1 فیصد

طبقه اناث : 12.6 فیصد (تخمین سال 2006 )

پیش بینی دوره مکتب  ( تعلیمات ابتدایی الی دوره سوم )

مجموعه سالها : هشت سال

طبقه ذکور : 11 سال

طبقه اناث : 4 سال ( 2004 )

 

 

موانع

یکی از مشکلات عمده و بارز در افغانستان پائین بودن کیفیت سطح تعلیم و تربیۀ آن میباشد. چنانچه یکی از محققین اظهار داشت که ( فراگیری تعلیمات عالی مهم است ولی به آن شرطیکه کیفیت و ظرفیت آن نیز عالی باشد ،اگر ما وضعیت امروزی معارف افغانستان را با سایر نقاط جهان مقایسه کنیم ، کیفیت معارف افغانستان در پائین ترین سطح قرار دارد.)

محصلین از بابت کیفیت پائین تعلیم و تربیه نگران اند زیرا این یگانه دلیلی است که آنها را از دستیابی به مدارج عالی و زنده گی بهتر و مرفع باز میدارد.

محصلین سطح پائین و کیفیت ضعیف معارف افغانستان را به جریان جنگ متداوم ، نداشتن دسترسی به کمپیوتر ، ازبین رفتن کتابخانه ها ، کمبود کتب درسی ، تدریس بی کفایت و عدم دسترسی به منابع وسیع چون انترنت نسبت میدهند.

همچنان آنها نگرانی شانرا در قسمت نداشتن سهولت های لابراتوار ، تربیت تخنیکی و تجارب عملی برای شاگردان در پوهنتون ها مکاتب اظهار داشته اند .

 

 

نگرانی از بابت وجوه مصارف

باوجودیکه محصلین تحصیلات عالی را بطور رایگان کسب می نمودند حتی مصارف ترانسپورتی ، لباس ، مواد درسی ، غذا و منزل رهایشی نیز برای شان بطور مجانی میسر بود با وصف این همه سهولتها کمبود هزینه برا ی پیشبرد تحصیلات عالی یک مشکل دایمی و عمده شمرده می شود.

پژوهشگران معتقدند که دولت افغانستان و جامعه مشمولین هردو مبلغ بیحد نا چیزی را برای وزارت تحصیلات عالی تخصص دادند حالانکه برنامه بلند بردن ظرفیت تحصیلات عالی در افغانستان میبایست در اولویت قرار گیرد.   چنانچه یکی از شاگردان طبقه اناث که متعلیم صنف یازدهم در ولایت کاپیسا است اظهار داشت : این زمانیست که میبایست ما درس بخوانیم زیرا چنین شرایطی دوباره مساعد نخواهد شد.

ترمیم سرکها و فعال ساختن دوباره برق امر بعدی است ولی بلند بردن سطح تعلیم و تربیه امر اول و حتمی میباشد "  زمانیکه از آنها پرسیده شد که میبایست از عهده تمام مصارف تحصیلات عالی بیرون آمد آنها افزودند مسؤولیت بمیان آوردن تغیرات مثبت در سیستم معارف بدوش دولت میباشد.

 

 

مساوات جنس

مسئله مساوات جنس و دسترسی به فراگیری تعلیمات از سوی طبقه اناث مشکل عمده است که تحصیلات عالی با آن مواجه است.   چنانچه پژوهشگران از مخالفت های جدی را علیه طبقه اناث در عرصه فراگیری تحصیلات عالی در بسیاری از نقاط افغانستان مشاهده نموده اند.  اکثریت طبقه ذکور صراصاً مخالفت شانرا علیه تعلیم و تربیه برای زنان اعلام نموده اند و این در حالیست که بسیاری از شاگردان مکاتب لیسه ، پوهنتون ها ، مؤسسات تعلیمی ماهرین و مأمورین بلند پایه دولت حمایت شانران از مساوات جنسیت هردو طبقه ذکور و اناث در عرصه دسترسی به تعلیم و تربیه اعلام داشتند . با جودیکه سقوط رژیم طالبان هنوزهم درقسمت تعلیم و تربیه زنان ممانعت زیادی موجود است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
Site by: Evamp & Saanga