.

مسائل ومشکلات در افغانستان

پروسه بن (Bonn) عمکردهاى مؤثر را جهت حمايت از افغانستان براه انداخت که مبنى برنکات سوق دادن افغانستان بسوى آزادى وديموکراسى،شناسايى آن بحيث يک عضوفعال جامعه بين المللى ،توانمندى استحکام اقتصادى وتقويه قوۀ دفاعى عليه تهديد هاى داخلى وخارجي بود.
افغانستان تابحال توانسته بعضى از مراحل پروسه بن رابشکل احسن طى کند و ازعهدۀ آنها بيرون بدرآيد که ميتوان ازجمله تاسيس يک حکومت مؤقتى،تصويب قانون اساسى از سوى لويه جرگه  وبراه انداختن انتخابات رياست جمهورى  و پارلمانى رانام برد.
باوجوديکه تمام خوشبينى ها و اميدهاى مردم نسبت به  دولت افغانستان از ساليان متمادى بدينسو نقش برآب شده اند،ازسال (2001) بدينسو دربعضى از ساحات تغيرات اندك در  زنده  گى روزه مرۀ مردم بميان آمده است.
مشکلاتى که فعلاً افغانستان را تهديد مى کند بايد هرچه  زود تر حل و فصل گردد در غيرآن بار ديگر افغانستان مواجه  به  تزلزل سياسى و خانه جنگى بى پايان خواهد شد.
بروز مشکلات يکى از عوامليست که افغانستان راکاملاً ضعيف نموده  و ضربه هاى محکم سياسى،اجتماعى،فرهنگى و اقتصادى برپيکرآن  وارد مى کند.

پيشرفت و باز سازى:

پيشرفت اعمار مجدد در افغانستان باتندى نه بلکه باکندى  و به تدريج ادامه دارد،دربعضى ساحات کشور به اين موضوع حتى هيچ توجهى مطرح نيست،يگانه دليل آن عدم امنيت در كشور بوده  ولى  با آن هم ميباييست که دولت قلب  و اذهان مردم را بخود جلب و جذب کند،مردم افغانستان نيازمند نتايج مثبت و مؤثر از وظايف متداوم نيروهاى خارجى در کشور شان هستند.
درهمچون حالات حتى قوه صبر  و برداشت مردمان که درساحات پرامن سکونت دارند نيز ضعيف مى گردد،قبل از محوشدن آثار امنيت در افغانستان،بايد دولت همه موضوعات را جدى تر باز رسى وتحليل نموده و سرعت عمل هرچه بيشتر به  خرچ دهد.

 جنگ سالارى:

بعد از سقوط رژيم نجيب الله قوماندانان مجاهدين افغانستان را تحت کنترول در آورده که هريک ازين جنگ سالاران از منطقه خاص نظارت و رهبرى ميکرد.
ملت افغانستان در زمان اقتدار هرحکومت و زمامدار آن رنج ها و مشقت هاى زيادى را متحمل شده اند گويا در مقابل آنها از مراعات حقوق بشر معافيت اختيار شده بود.
باوجود تمام كمي و کاستى ها در حکومت طالبان،يگانه نکته مهم و مؤثر رهايى و نجات مردم از زير تازيانه جنگ سالاران مجاهد در افغانستان بود ولى يک بار ديگر کنترول از دست طالبان خارج گرديده و همه گروههاى جنگ سالار دوباره فعال و ترتيب شدند،ايشان حتى در پارلمان انتخاب شده و بعضاً بر پوست هاى مهم اداراى گماشته شدند و حکومت کرزى از نگاه مجادله با اين مسئله بسيار ضعيف  و لاچار ثابت شد.

  جنگ سالاري در افغانستان. ادامه دارد

 

 مواد مخدر:

حکومت طالبان منجر به ازد ياد کشت کوکنار و تجارت مواد مخدر در افغانستان شد.کشت کوکنار در اکثر مناطق افغانستان ادامه دارد که حتى بعضى از مامورين بلند رتبۀ دولتى نيز درآن دست دارند.
درحال حاضر افغانستان يکى از بزرگترين توليد کننده گان افيون  و ترياک درجهان به شمار ميرود،اروپاى غربى بخصوص برتانيا از قاچاق مواد مخدر از طريق افغانستان به آنجا سخت متاثر شده است،آسياى مرکزى،روسيه واروپاى غربى مراکز اصلى قاچاق مواد مخدر به شمار ميروند.
پيشرفت اقتصاد غير مشروع نسبت به اقتصاد مشروع  و واقعى به مراتب وسيع تر بوده که سبب بروز مشکلات براى دولت افغانستان شده است. ملل متحد قبلاً افغانستان را از روى آوردنش  به کشور مواد مخدر هشدار داده است.
تمام عايد بدست آمده از فروش مواد مخدر در عمليات شورشى سلحشوران به مصرف ميرسد،بدين ترتيب قواى امنيتى کشوربه عوض عمليات عليه مواد مخدر،در زد  و خورد ها باشورشيان مصروف بوده و آنها ازين فرصت مناسب استفاده نموده به کشت کوکنار ادامه ميدهند.

 کمى وفقدان موسسات دولتى :

در جريان پنج سال گذشته دولت افغانستان توانسته است مؤسساتى را که در اثر جنگ هاى متمادى (2001-78 19) ويران شده بودند فقط دوباره بنياد گذارى کند.
بسيارى از افغانهاى که صلاحيت کارى داراند درخارج از کشور به سر ميبرند.  آنها قادر به اجرآت و عملکرد هاى موثر در برابر نابسامانيها اند ولى بدبختانه جرم،بى عدالتى و بى امنيتى آنهارا از عودت به وطن باز ميدارد.
تمام موسسات دولتى نيازمند دوباره فعال شدن بوده  و بخاطر فعال نمودن آنها به نحو موثر ميبايست اشخاص باصلاحيت و شايسته انتخاب گردند تابتوانند يک بنياد هرچه فعالتر و محرک تر را بنانهند.

عدم توانمندى بستن  ماليات بر ثروتمندان:

دولت افغانستان فاقد اختيار توليد عايدات داخلى اش بوده  و بالعکس بودجه اش بالاى کمک هاى مالى تمويل كننده گان خارجى استوار است.
افغانستان بايد قادر به جمع آورى ماليات از توليدات محلى اش بوده که اين نکته باعث عوايد داخلى دولت شده  و از سوى ديگر از قاچان مواد مخدر جلوگيرى مى کند.

اختلافات قومى :

دولت افغانستان نيازمند برقرار ساختن يک توازن قومى ميان افغانها است.درحال حاضر پشتون ها تاحدى عقب رانده شده اند و اين نکته باعث نفوذ يافتن آنعده شورشيان گرديده که عاملين اصلى اختلافات در افغانستان اند.

فابريکه جات مشکوک :

مقدار زياد کمکهاى مالى تحت عنوان پيشرفت و احياى مجدد مفقود شده و قرار داد ها به شرکتهاى اختصاص داده مى شود که از مبلغ اعطاء شده سوء استفاده نموده و مقدار کم آنرا  باخريد مواد تقلبى بکار مياندازند. مثال زنده آن سرک کابل و جلال آباد است که قبل ازختم شدن پروژۀ کارى سوراخ ها وشکستگى ها درآن بوجود آمد،حتى درکابل شفاخانه ها،مکاتب،کلنيک ها وعمارت هاى ديگر از مثالهاى عمدۀ آنها اند.

مداخلات خارجى :

تعدادى از ممالک همسايه و غيرهمسايه گروپهاى مختلف را جهت مقاصد خاص به افغانستان اعزام ميدارند که اين جنگ براى مقاصد،منجر به خانه جنگى در افغانستان مى گردد.

کمک ها خارجى :

از سال (2001) بدينسو مبلغ 8-9 بليون دالر امريکايى به افغانستان کمک شده است،درعين وقت تقريباً 11-10 برابر اين کمکها جهت عمليات نظامى در افغانستان بکار افتيد.
اگرمقدار پولى که به عمليات نظامى بکار ميرود بتدريج کاهش يافته و در باز سازى افغانستان بکار بيفتد،نتايج فوق العاده مختلف و قابل ملاحظه خواهد داشت،از سوى ديگر موسسات ملل متحد و موسسات غير دولتى مبلغ گزافى  راجهت آسايش و حفاظت شان بخرچ ميدهند که اين مقدار پول ميتواند غربت را تسکين وکاهش بخشد.
فريده نوا در روزنامه (Sunday Times) در هر پنج طفل از مردن يک طفل قبل از رسيدن به سن پنج سالگى خبر داده است که سبب آن ضعف اقتصادى بوده که دامنگير مردم افغانستان شده است .
3.5 مليون اتباع افغان هنوز هم از سوى برنامه غذائى جهان (WFP) بطور رايگان احاشه و اباطه ميشوند .
پنج سال از سقوط طالبان گذشته است ولى تاهنوز هم ساکنين کابل از سهولت آب و برق محروم  بوده واز آنها هيچ خبرى نيست .
ناکامى موسسات دولتى وشخصى سبب محروم شدن مردمان مستمند از خدمات صحى شده و وضعيت صحى آنهارا به خطر مواجه ميسازد.

چاره سازى نظامى :

تنها استعمال  وسايل جنگى به خاطر مقابله عليه شورشيان راه حل خوبى محسوب نميگردد. باوجود اينکه از بين بردن  هسته اصلى شورشيان يک امر حتمى و  ضرورى است با آنهم عمليات جنگى نظامى عليه آنها براى مردم ديگر قابل تحمل نبوده و آنهارا هرچه بيشتر متضرر ميسازد.
معنى کلى راه حل نظامى آزادساختن  ساحات تصرف شده از کنترول شورشيان بوده که براى انجام اين کار 50000 قواى نظامى باتمام تجهيزات جنگى ومصارف ممکنه در کاراست،ولى اين امر نظر به مشکلات عايد بر ناتو NATO که نتوانست حتى به تعداد 2500 عسکر را جهت تصرف قله (ريگا) آماده سازد،ناممکن به نظرمى رسد.
نايل شدن به کاميابى جهت حل منازعه نيازمندبه يک توطئه  وپلان  وسيع  بوده که بايد بامهارت  خاص ترتيب گردد،پس مباحثه ونشست بارهبران گروههاى سلحشور يک گزينه بهتر ثابت خواهد شد.
واکنش بطى نيروهاى نظامى عليه سلحشوران کشمکش هارابه تاخير انداخته ودلسردى  و نا اميدى از دولت را ميان  مردم افزايش ميدهد

ضعف ادارى :

بنياد سيستم ادارى افغانستان ضعيف  و سست نهاده شده است. از اولين مرحله تابه حال اسباب و تصاميم ادارى کاملاً بى ثبات و ضعيف تظاهر نموده اند.
ادارۀ افغانستان در قسمت تحت فشار آوردن گروههاى مافيا و جنگ سالاران تسليم شده  و به هيچ وجه نميتواند آنهارا تحت کنترول در آورد.اين عمل سبب ضعف ادارى دولت افغانستان شده و تنها طبقات غريب، و بى طرف از فشار وادارۀ حکومت آسيب پذير اند و از سوى ديگر اين نکته باعث بى اعتمادى مردم نسبت به دولت ميگردد.

فساد ادارى :

فساد ادارى در دولت افغانستان به اوجش رسيده است،تاجائيکه حتى رئيس جمهور حامد کرزى اين مسئله را تاييد ميکند.
اين عمل سبب نارضايتى تمويل کننده گان يا دونران بخصوص آمريکا نسبت به افغانستان شده است .
به سبب موجوديت فساد ادارى مبلغ هنگفت از کمک هاى مالى به هدر رفت.
مقدار بسيار کم اين کمکها در عمارت ها بااستفاده از مواد تقلبى و جعلى بکار برده شد،بنابرين ملت افغانستان ازين همه  چال  و فريب دلسرد شده و دولت اعتبارش را  نزد مردم از دست داده است .

گماشتن کارکنان بى تخصص  و غير ماهر در نهاد هاى دولتى :

قرار نتيجه گيرى از کارکنان موسسات دولتى و نيمه دولتى ثابت شده است که حد اکثر آنها فاقد شايستگى کارى اند.
اخيراً به اثبات رسيد که تعداد  زياد  پوستهاى کارى توسط اشخاصى اشغال شده اند که ازنگاه فهم و دانش درحد اوسط قرار داشته و داراى درجه بلند تحصيلى نيستند.
فقدان لياقت کارى در پرسونل سبب حاکميت ضعيف دولت و ايجاد دلسردى و پريشانى ميان آنعده از مردمانى ميگردد که سزاوار مقرر شدن به پوست هاى بلند کارى اند. اينها آنعده داوطلبان کارى اند که ميتوانند در موسسات دولتى تسهيلات واصلاحات کارى رابميان آورند ولى بدبختانه آنها ذيحق شناخته نشده زيرا که انتخاب اشخاص لايق درجاى درست کاريست که صاحبنظران ميتوانند از عهدۀ آن برآيند ولى دولت افغانستان از داشتن چنين صاحبنظران کاملاً بى بهره است.

بي امنيت ي در افغانستان :

ضعف امنيت در افغانستان سرمايه گذارى وفعاليتهاى مربوطه اقتصادى را متضرر ميسازد.مخصوصاً اين حالت در مناطقى که شورشيان فعاليت دارند به اوجش رسيده است. مناطق مذکور حيثيت يک حلقه را دارد که به چنگ شورشيان افتيده  و رهايى آن کاريست بس مشکل.
ضعف اقتصادى باعث طعمه شدن مردمان غريب  و مظلوم براى شورشيان بوده که آنها را مجبور به دست  زدن  به  اعمال ترورستى مينمايند  و در بين آنها تبليغات نا درست را عليه دولت گسترش داده ،آنها  را به اين نظر معتقد ميسازند که دولت  و گروههاى خارجى به آنها هيچ توجهى نداشته  و فقط براى اشغال کشورشان آمده اند.
نظر به اين تبليغات  و پابندى هاى شورشيان مردم مجبور اند که از هر طريق ممکنه زند گى شانرا ادامه دهند .

تربيت نيروهاى امنيتى :



 
 
Site by: Evamp & Saanga