بازسازي اففانستان

پس منظر:

افغانستان در سطح جهان به حيث يک کشور عقب مانده شناخته شده و الٰى اواسط قرن بيستم به همين حال باقى ماند.
کشور افغانستان فاقد زير بناها، سهولت هاى صحى، تعليم و تربيه، مؤسسات تعليمى و مخابرات بود.
بعد از سال ١٩٥٠ ايالات متحده آمريکا و اتحاد جماهير شوروى کمک هاى مالى را جهت براه انداختن فعاليتهاى انکشافى در افغانستان فراهم ساختند.
باختم سال ١٩٦٠ آمريکا کمک هاى اشرا در افغانستان کاهش داد ولى روسيه مساعدتهايش را به شکل يکنواخت الى سالهاى ١٩٨٠ ادامه داد.
بعد از سقوط حزب دموکراتيک خلق افغانستان در اپريل ١٩٩٢ خانه جنگى در افغانستان شروع شده و افغانستان را به تباهى سوق داد.
کشور افغانستان کاملاً ويران شده و چيزى در آن باقى نماند تا اينکه در ماه نوامبر ٢٠٠١ باتهاجم آمريکا پلان بازسازى افغانستان طرح شد.
در کنفرانس توکيو (21-22- jan/2002) کشورهاى تمويل کننده به کمک نمودن ٥ ميليون دالر آمريکايى براى ٦ سال با افغانستان تعهد کردند.
کنفرانس توکيو بعد از کنفرانس برلين که در آن تمويل کننده گان بخاطر بازسازى افغانستان وعده همکارى را نمودند منعقد گرديد.
باوجود تمام تعهدات کشورهاى تمويل کننده براى بازسازى افغانستان، برنامه بازسازى به آهسته گي ادامه داشته و هيچ تغير محسوس و قابل ملاحظه در زنده گى افغانها پديده نيامده است.
افغانستان داراى يک استراتيژى انکشافى سه جانبه ميباشد.
کمک هاى مالى مستقيماً به دولت افغانستان تحويل گرديده و بعداً توسط وزارت انکشافى در پروژه ها بکار برده ميشود. در مرحله بعدى تيم هاى بازسازى ولايتى از مبلغ اعطا شده تحت قوماندۀ نظامى ناتو و سازمانهاى خارجى در پروژه هاى بازسازى ولايات استفاده ميکنند.
باوجود گذشت ٧ سال از اشغال افغانستان توسط آمريکايى ها و بيشبرد برنامه هاى بازسازى، تا هنوز هم کارى به انجام نرسيده تا بتواند مفکورۀ مردم را در رابطه به دولت و فعاليتهايش تغير دهد. حالانکه تعداد زيادى از سرکها دوباره اعمار شده و دامنۀ بازسازى هر چه وسيعتر ميګردد ولى باز هم افغانستان بطور عموم در عرصه بازسازى اش عقب مانده است.
افغانها مجبور اند جهت فراګيرى تعليمات عالى به کشور همسايه خصوصاً پاکستان مسافرت کنند. مهاجرين نيز به نسبت نداشتن مکان، حفظ الصحة، تعليم و تربيه، وظيفه و کار در افغانستان به مشكلات مواجه بوده و از عودت به ديار شان بى ميل اند و از سوى ديگر پيشرفت هاى صنعتى در افغانستان هيج موجود نيست.

 

مساعدت  ها در عرص ه بازسازى افغانستان:-

ازدياد بى امنى و ارتکاب جرم پيشرفت در افغانستان را به خطر مواجه ميسازد. افغانستان با در آمد کاملاً پائين و قليل مجبور است. %٩٠ مصارفش را از طريق کمک هاى بين المللى رفع سازد. اينکه کمک هاى بين المللى به چه طريق به مصرف ميرسد تأثير عميقى بالاى تمام افغانها داشته و چگونگى بکار برد آن کاميابى برنامه پيشرفت و بازسازى افغانستان را تعيين ميکند. از لحاظ ارتباط ميان ترقى و امنيت کمک هاى دونران تأثير مستقيمى بالاى صلح و ثبات در کشور دارد.
کمک هاى مالى به افغانستان هنوز هم کافى نبوده و در بعضى حالات ضايع شده و به نحو غير مؤثر بکار برده شده اند. به همين دليل دولت افغانستان ديگر نبايد بيش ازين وقت را از دست بدهد و نيز دونران بايد در قسمت مهيا ساختن مساعدت هايشان با افغانستان گامهاى سريعتر بردارند. کمک هاى بازسازى در افغانستان پارۀ از مصارف نظامى را نيز در بردارد.
از سال ٢٠٠١ بدينسو ايالات متحدۀ آمريکا ١٢٧ بليون دالر را براى جنگ در افغانستان تخصيص داده است و قواى نظامى آمريکا فعلاً روزانه يک ميليون دالر را در افغانستان به مصرف ميرساند که سالانه مجموعاً به ٣٦ بليون دالر بالغ ميګردد.
بدبختانه کمک هاى بين المللى به افغانستان از سوى کشورهاى تمويل کننده از سال ٢٠٠١ تا بحال کافى نبوده و روزانه ٧ ميليون دالر از جمله اين کمکها در افغانستان به مصرف ميرسد.
کمبود کمک هاى مالى تأثير مستقيم بالاى در آمد سالانه فى فرد دارد. در ظرف دو سال افغانستان بامداخله خارجى توانست فقط مبلغ ٥٧ دالر آمريکايى معاش فى فرد را تعيين کند حالانکه معاشات في فرد در بوسنيا و تيمور شرق به ترتيب به مبلغ ٩٦٧٩ و  ٢٣٣ دالر آمريکايى تعيين گرديد.
از سال ٢٠٠١ بدينسو تقريباً ٢٥ بليون دالر آمريکايى جهت مسايل مربوط به امنيت در افغانستان به مصرف رسيده است. مانند فعال ساختن و مجهز نمودن نيروهاى امنيتى در افغانستان تمويل کننده گان به مصرف نمودن عين مبلغ (٢٥ بليون دالر) جهت برنامه بازسازى افغانستان تعهد نموده اند ولى فعلاً بعضى از آنها در پرداخت اين مبلغ ناکام شده اند.
در نتيجه افغانستان باکمبود تقريباً ١٠ بليون دالر که سى برابر بودجه تعليمى داخلى سالانه ميباشد روبرو است. فقط ١٥ بليون کمک هاى مالى در افغانستان به مصرف رسيده که از آنجمله ٤٠ فيصد مجموعى دوباره به کشور هاي تمويل کننده برگشته و نيز از فيصدى مذکور معاشات مشاورين پرداخت شده است. در جريان ٧-٦ سال تقريباً١٠ بليون دالر در افغانستان به مصرف رسيد و باوجود آنهم بخش زيادى ازين مبلغ طعمه فساد ادارى شد که تا فعلاً در افغانستان شائع است و نيز کمبود مؤسسات باعث شد تا بسيارى از سازمانهاى غير حکومتي مبلغ کمک شده را اسراف نموده و آنرا بخاطر آسايش خويش بى جا به مصرف برسانند و حصه بسيار کم آنرا در بازسازى به کار مياندازند.
مأيوس کننده ترين عملکردها در زمينۀ بکار برد کمک هاى مالى از تيم هاى بازسازى ولايتى افغانستان بود. همه به اين نظر معتقد بودند که PRT باداشتن تمام امکانات امنيتى در افغانستان شايد بزرګترين منبع سودمند در پيشرفت بازسازى افغانستان ثابت ګردد ولى برعکس تا فعلاً PRT حتى يک پروژۀ اساسى را نيز بعهده نګرفته و فعاليتهايش بالاى زنده ګى مردم هيچ تأثير مثبتى نداشته است.

پروژه ها و دونران مهم:

از جملۀ کشورهاى تمويل کننده، آمريکا کشوريست که بلندترين مبلغ کمک هاى مالى را به افغانستان فراهم نموده است. از سال ٢٠٠١ بدينسو سوم حصه مجموعى کمک هاى مالى به افغانستان از سوى آمريکا صورت گرفته است.
دونران عمده ديګر عبارتند از جاپان، برتانيا، کميسيون اروپا، بانک جهانى، جرمنى و کانادا. همچنان همکارى هاى قابل ملاحظه در عرصۀ مذکور از سوى هالند، ناروى و سويدن صورت ګرفته است.
فرانسه و هسپانيه نيز طى يک همکارى دوجانبه هر يک به ترتيب به مبلغ ٨٠ ميليون دالر و ٢٦ ميليون دالر به افغانستان مساعدت کردند.
تعدادى از دونران پروژه هاى عمده را به راه انداخته اند. نظر به محاسبۀ دولت افغانستان، بانک انکشافى آسيا و هندوستان فقط سوم حصۀ مبلغ متعهد شده به افغانسان را براى سالهاى ٠٨- ٢٠٠٢ پرداخت نموده اند.
تابحال آمريکا فقط نصف مبلغ متعهد شده ($10.4 Billion) و بانک جهانى بالاتر از نصف مبلغ متعد شده به افغانستان را ($1.6Billion) در افغانستان به مصرف رسانيده اند.
کميسيون اروپايى و جرمني تا فعلا هر يك بالترتيب 1.7و 1.2 ميليون دالر را كه 2/3 حصه مجموعى مبلغ تعين شده را در برميگيرد جهت بازسازى افغانستان به مصرف رسانده اند.
فقدان کمک هاى مالى در قسمت برنامه هاى عملياتى، بلند بودن فساد ادارى و ظرفيت ضعيف كاري در جذب کمکها کمتر مؤثر واقع شده و شايد دولت افغانستان قادر به دستيافتن به تمام کمک هاى مالى تعهد شده نباشد.
باوجوديکه کمبود کمک هاى مالى به افغانستان بالاى کشورهاى تمويل کننده در قسمت بلند بردن سطح مساعدتهايشان تأکيد ميکند ولى باز هم کمکهايشان کاهش يافته و بطى ميگردد. دونران بايد در بخش هاى کاهش دادن مشکلات، طرح ريزى پلانها براى برنامه هاى عملياتى و جمع آورى معلومات با دولت افغانستان از طريق کمک هاى مالى شان همکار باشند.
از سوى ديگر بعضى از دونران از مهيا نمودن کمک هايشان در سال هاى ٢٠١١- ٢٠٠١ به افغانستان انکار ورزيده اند.
بطور (عموم وعدۀ همکارى ٣٩ بليون دالر الى سال ٢٠١١ با افغانستان صورت ګرفته است ولى تا فعلاً فقط %٤ اين مبلغ در افغانستان به مصرف رسيده است.
نظر به ارقام دولت افغانستان، هسپانيه فقط %١٠ کمک هايش را به افغانستان پرداخته است.
آمريکا و هندوستان فقط %٢٢ کمک هاى مالى شانرا باافغانستان مساعدت نموده که بالترتيب به ٩٤٠ ميليون دالر و ٨. ٢٢ بليون دالر ميرسد.
ترکيه، چين، بانک انکشافى آسيا، بانک جهانى و عربستان سعودى تا فعلاً کمتر از %٤٠ کمک هايشانرا در افغانستان به کار انداخته اند. براى شرح بيشتر به ضميمه شماره اول رجوع کنيد.

تيم هاى بازسازى ولايتى (PRTs) :-

طوريکه در فوق ذکر شد قسمت زيادى از کمک هاى مالى بين المللى توسط تيم هاى بازسازى ولايتى در جنوب و جنوب شرق افغانستان به مصرف رسيد.
تيم هاى بازسازى ولايتى مشتمل بر ٢٥ تيم بوده که از سوى ١٣ کشور مختلف حمايت ميګردند.
اختيار و برنامۀ کارى PRT کاملاً واضح است، همکارى بادولت افغانستان جهت توسعه بخشيدن حاکيمتش، تسهيل نمودن پيشرفت يک فضاى پرامن و با ثبات در جاهاى معين شده براى براه انداختن برنامه هاى کارى، بميان اصلاحات در بخش امنيتى و کوشش هاى بازسازى از جمله وظايف PRTs ميباشند.
کتاب رهنماى  PRT نيز بيانگر اينست که مدت ماموريت هر تيم بازسازى ولايتى، مؤقتى بوده و بامکمل شدن دورۀ ماموريتشان از وظيفه سبکدوش ميګردند.
عملکردهاى PRT در دورۀ مؤقتى مأموريتشان در قسمت نفوذ تأثير امنيت و پيشبرد برنامه هاى مختلف انکشافى مؤثر واقع شد ولى از سوى ديګر نکتۀ مورد بحث اينست که تيم هاى PRT بسيارى از منابع کمکى را که براى شهروندان اختصاص داده شده بود براى مقاصد شخصى خويش وقف نموده و مردم مستحق را از آن محروم نګهداشتند. همچنان در بعضى حالات مانع بميان آمدن مؤسسات داخلى شده و نګذاشتند که بسيارى از پروسه هاى انکشافى شهرى براه بيفتند.
PRT ميان گروههاى نظامى و نماينده گى هاى کمکى يک تفكيك و كشيده گي را بميان آورد که اين تفکيک باعث ازدياد خطر براى کارکنان امدادى شده و نيز سبب کاهش دستيافتن به برنامه هاى حقوق انسانى و بشر دوستى ميګردد.

حقايق مبنى برکمک به افغانستان:-

  1. در حال حاضر افغانستان با کمى ١٠ بليون دالر که بايد طبق وعدۀ از سوى متمولين پرداخت شود روبرو است. اين مبلغ سى برابر بودجۀ تعليمى داخلى سالانه ميباشد. متمولين به پرداخت ٢٥ بليون دالر تعهد کرده اند حالانکه از سال ٢٠٠١ بدينسو فقط ١٥ بليون آن به افغانستان کمک شده است.
  2. بطور تخمينى %٤٠ کمک ها دوباره به دونران برګشته و جهت مفاد شرکتهاى کمکى و معاشات مشاورين اختصاص داده ميشود. مبلغ مذکور از سال ٢٠٠١ بدينسو به ٦ بليون دالر رسيده است.
  3. به نسبت عدم موجوديت هماهنګى و ارتباطات مخابراتى دولت افغانستان به نحو به مصرف رسيدن ٥ بليون دالر بدرستى پى نبرده و قابل درک اين مطلب نشد تا دريابد که مبلغ مذکور جهت چه کارى به مصرف رسيده است.
  4. آمريکا بخاطر عمليات نظامى اش در افغانستان روزانه ١٠٠ ميليون دالر را به مصرف ميرساند، حالانکه مجموعه تمام کمک هاى مالى اش به افغانستان از سال ٢٠٠١ تا بحال روزانه ٧ ميليون دالر ميرسد.
  5. افغانستان نيازمند بالاتر از نصف کمک هاى تعيين شده از سوى متمولين جهت پيشبرد برنامۀ بازسازى اش ميباشد.
  6. بالاتر از 3/2  حصۀ کمکها جهت مصارف دولت بکار برده ميشود.
  7. نظر به ارقام جديد OECD کمتر از %٤٠ کمک هاى تخنيکى را دولت افغانستان فراهم نموده و 3/1 حصۀ امور تجزيوى و ارزيابى از سوى متمولين يکجا بادولت افغانستان اجرا ميګردد.
  8. اندازۀ مفاد بالاى قراردادهاى بازسازى براى شرکت هاى قرارداد کننده خارجى و داخلى به %٢٠ ميرسد و امکان دارد به %٥٠ افزايش يابد.
  9. معاشات و مصارف مشاورين خارجى که در شرکتهاى مشاورتى مصروف کار اند سالانه به 250,000- 500,000 $  بالغ ميگردد.
پ ي شرفت در بازسازى افغانستان:-
    • ترميم سرکهاى مهم مانند شاهراه کابل- کندهار و سرکهاى ثانوى به طول ١٣٠٠ کيلو متر.
    • مهيا ساختن ٢٥ ميليون جلد کتاب درسى.
    • اعمار و بازسازى ٢٠٣ مکتب.
    • احياى ١٤٠ کلنيک صحى.
    • واکسين نمودن ٢٦. ٤ ميليون طفل عليه سرخکان و فلج.
    • ترميم دستگاههاى توليد برق شامل بند برق کجکى- کندهار.
    • آغاز پروسۀ اعمار برج پيانج که افغانستان و تاجکستان را به هم وصل ميسازد.
    • ترميم و ګستردن راه تونل سالنګ که ولايات مرکزى و شمالى افغانستان را با هم وصل ميسازد.
    • مساعدت با ثبت ٤. ١ ميليون افغان جهت حصه ګرفتن درانتخابات داخلى.
    • مکمل شدن ٧٠٠٠ پروژه آبرسانى.  

نظريات و پشنهادات:-   

نکات ذيل توصيه شده اند.

پيشرفت بازسازى، انکشاف ضرورت هاى بشرى در ولايات افغانستان و ترتيب نمودن چگونگى ارتباطات حکومت باکشورهاى تمويل کننده نيازمند يک ارزيابى کاملاً جامع و هدف روشن ميباشد.
اعمار سرکها خصوصاً سرکهاى که مناطق داخلى کشور را باشاهراه هاى اصلى وصل ميسازد.
فراهم ساختن شرايط  حفظ الصحه و خدمات صحى در قريه جات و دهات و تأسيس سهولت هاى طبى در ساحات مختلف افغانستان.
برنامه احياى سيستم آبرسانى خصوصاً در بخش زراعت که حيثيت يک ستون فقرات را در اقتصاد افغانستان داراست.
مهيا ساختن برق در شهرهاى مهم تابرنامه هاى صنعتى را در شهرها بکار بياندازند. به همين دليل بندهاى کوچک برق نيز اعمار شده و توليدات برق در بندهاى عمده و اصلى برق افزايش يافته است.
براه انداختن برنامۀ توضيح مکان براى افغانهاى عودت کننده، تا اين کار بتواند سبب باز ګشتن افغانهاى ماهر و مستعد از کشورهاى همسايه به ديار شان ګردد.
ازدياد مواشى نيز از جمله عوامل مهم اقتصادى در دهات افغانستان به شمار ميرود.
براى نگهداشتن و تربيت مواشى بايد در ساحات مختلف افغانستان برنامه هاى تربيت حيوانات آغاز گردد تا مردم را در ازدياد تعداد مواشى کمک کند. همچنان بايد چرا گاهها براى مردمان کوچى تعيين ګردد تا  مواشى را در آنجا بچرانند و اين کار وقتى ممکن است که چرا گاهها از تسلط جنگ سالاران رها ګردند.
تيم هاى بازسازى ولايتى بايد فعاليتهايشانرا در بازسازى افغانستان سريعتر ساخته و با تمام اولويت هاى ملى و داخلى در يک رديف قرارګيرند و نيز بامؤسسات دولتى  از هر نگاه همکار باشند.

استنتاج:-
کوتاهى ها در عرصه بازسازى افغانستان سبب پخش دلسردى ميان افغانها شده است. مردم به اين حقيقت پى بردند. که ناتوباوجود داشتن نفوذ و حاكميت كامل هيچگونه دلچسپي در عرصه پيشرفت افغانستان  ندارد. اين يگانه دليل برانتشار و قوت يافتن شورشها در افغانستان است.
ستراتيژى بازسازى افغانستان نيازمند يک نظر عمومى از شروع پروسه بازسازى بوده تا توانسته باشد دولت را قادر به درک طرز پيشرفت در عرصۀ بازسازى نمايد.
اينرا بايد خاطر نشان ساخت که مؤسسات دولتى افغانستان غير مؤثر، بى کفايت و فاسد اند. به همين دليل بايد در پوست هاى مؤسسات دولتى افغانهاى ماهر که در خارج از کشور اند و اشخاص ورزيده از کشورهاى ناتو اعزام ګردند.
يک بررسى و مشاهدۀ عمومى در قسمت چگونگى بکار برد کمک هاى مالى ضرورى و لازم است تا واضح ګردد که آيا کمک هاى مالى در جاى درست و به طريقه درست استفاده ميشوند يا خير؟ اين نکات همه بايد هر چه زودتر عملى ګردند.
در قدم اول بايد تمام نماينده ګى ها اهم از دولت، PRTs و سازمانهاى غير حکومتى پالاى برنامۀ کار شان دقت به خرچ داده و تمرکز جويند. اين کار باعث بلند رفتن اقتصاد و پيشرفت در زنده ګى مردمان مستمند ميگردد. پروژه هاي بعدي در مرحله دوم آغاز خواهد شد. پلانهاى دولت افغانستان، ناتو و ملل متحد بروى صفحه کاغذ کاملاً وسيع و همه جانبه بوده و اهداف مشخص و عالى را در بردارند ولى بدبختانه تا فعلاً هيچيک از پلانهاى مذکور در عمل پياده نشده اند. مردم افغانستان نيازمند کمک هاى مالى، اقتصادى، تعليمى و صحى اند تا بتوانند تا اندازۀ ازين طريق ضرورتهايشانرا رفع نمايند. اعمار بلند منزل ها و پلازه ها ضرورت آنه را عوض نميکند ولى متأسفانه هيچ مرجعى به اين نکته توجهى ندارد.


کشور تمويل کننده
کمک هاى مصرف شده ٠٨- ٢٠٠٢ ميليون دالر آمريکايى کمک هاى تعهد شده که به مصرف نرسيده ٠٨- ٢٠٠٢ ميليون دالر آمريکايى کمک هاى تعهد شده ولى به دسترس قرار نګرفته ٢٠١١- ٢٠٠٢ ميليون دالر آمريکايى
ايالات متحده/ USAID 5022.9 5377 12389.1
جاپان / JICA 1393.52 16.9 0
برتانيا 1266.3 188.87 0
کميسيون اروپا 1074.1 646.68 19.22
بانک جهانى 852.72 750.72 1023.76
جرمنى 767.84 458.2 0
کانادا 730.7181 48.12 338.8519
بانک انکشافى آسيا 547.8 1009.7 183.08
ايتاليا 424.41 0 0
هالند 407.1 85.5 0
ناروى 277 122.3 0
سويدن 217.26 41.15 11.29
ايران 213.87 1389 126.24
ECHO 207.68 2.23 58.29
هندوستان 204.26 650.85 86.92
آسترليا 194.81 0 27.55
نماينده ګى هاى ملل متحد 171 0 0
دنماک 152.79 59.38 63.03
روسيه 139 0 0
آغاخان 119.3 0 0
فرانسه 79.93 29.47 0
افريقاى جنوبى 76.9 30 113.1
فلند 64.0628 29.9176 14.0196
سيوتزرلند 51.55 43.96 0
چين 41 20.35 84.15
هسپانيه 25.6 37.15 190.54
ترکيه 20.8 22.82 46.38
 
 
Site by: Evamp & Saanga